گر عاشق شوی بینی چه کند عاشق

خرید بک لینک
ایجاز شاعرانه چشم تو تا کنون

ما را کشانده است به اعجازی از جنون

هر روز در هوای تو پرواز میکنیم

هر روز میشویم چو خورشید، سرنگون

تا آستین به قصد تو بالا زدیم شد

شمشیرهای تشنه به خون از کمر برون

باید امید هر چه فرج را به گور برد

بیهوده میبری دل ما را ستون ستون...

این شعر هم ردیف غزلهای چشم توست

زخمی نزن که قافیه افتد به خاک و خون

مرتضی آخرتی

✦✦✦✦✦✦✦

من را نمیشناخت کسی اینجا، گم نامم و به نام تو مینازم

شادم که مثل عده معدودی، شعری برای نام نمیسازم

شعرم برای توست شعاری نیست، کشتی برای موجسواری نیست

باور مکن که دل به زمین دادم، وقتی تویی بهانه پروازم

هر جا که نام نامی تو آنجاست، قلبم بهانه غزلی دارد

این سوز ریشهای ازلی دارد، پس با غم عزیز تو دمسازم

شعرم اگر چه هیچ نمیارزد، سوزانده است نام و نشانم را

میسوزم و به هیزم ابیاتم، بیتی به عشق شعله میاندازم

یا صاحبالزمان و زمین موعود، دانای هر که آمد و هر چه بود

گمنامم و تویی تو، که میدانی، تنها به نام سبز تو مینازم

خانم نغمه سرافان

شعر حافظ...

ما را در سایت شعر حافظ دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 107 تاريخ: يکشنبه 5 اسفند 1397 ساعت: 19:36

صفحه بندی